شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٢۸
 
سلام!
به خاطر اين غيبت طولاني ببخشيد!
نمي دونم شما فيلم "شب يلدا" رو ديديد يا نه.
به نظر من اين فيلم از شاهكارهاي سينماي ماست.
من براي اسم وبلاگم از حال و هواي اين فيلم و از داستانش الهام گرفتم...مدتها روحيه مناسبي نداشتم ولي شكر خدا الان كم كم به صحنه هاي پاياني اين فيلم نزديك شدم!!...يك زندگي تازه دوستانه را با نازنيني مهربان آغاز كردم و از لحاظ روحي وضعيت خوبي دارم...مدتي مطلبي كه به دلم بنشينه ننوشتم و ترجيح مي دم تنها چيزي بنويسم كه ارزش خوندن داشته باشه...
درگيري درسها و تمرينهاي گروه موسيقي كه چند وقتيه باهاش همكاري ميكنم دلايل ديگر تاخيرهاي طولاني من هستند....
از تموم دوستان گلم كه هميشه حضورشون ستاره اي در شبهاي يلداي من بوده ممنونم.
هميشه منتظر حضورتون هستم...منتظر نظرتون...دوستتون دارم...سعي مي كنم به زودي آپ ديت كنم....
 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۸
 
هميشه هراسي بوده

در اين ويرانه...

نه از قتلي يا غارتي يا نفرتي

كه از دوست داشتن...

سنگسار عشق را به جماعت مي گزارند

و باده الحاد را

مستانه مي نوشند

عشق و هوس را

به هم آميختند

هوس ناميدند

عبادت و ريا را

به هم سرشتند

عبادت زاييدند...

هميشه هراسي بوده در اين ويرانه

در اين سراي هميشه سوخته...

در اين منقل خلسه ناپاكان

و سهم ما

هميشه خاكستر افيون

هميشه فردايي

سراسر شير و عسل و حوري!!

اما اينجا،هميشه امروز است!

در اين ويرانه

هميشه واعظي هست بخشنده

كه شهد نسيه مي فروشد به نقد شراب!

همه زبانهاشان را

براي روز مبادا در گنجه پنهان كرده اند

اما اينجا

در اين ويرانه

هر روز ، روز مباداست...

دردلهاي ما

هراس و غم را ديم مي كارند

و عشق را از ريشه هرس مي كنند...

هميشه هراسي بوده

دراين ويرانه

همه مي دانند

همه مي بينند

همه در خواب هم براي يك بوسه

مي لرزند...


 
comment نظرات ()