شب يلدا...

 
به سوی تو....
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٠
 

 

به سوی تو...

 

به سوی تو می آیم خورشید من

در آن لحظه که نزدیکتری

در لحظه غروب قرمز عاشقانه

به سوی تو می آیم...

تو می روی

دنیا برایم تیره و تار می شود

اما در آسمان

هفت ستاره  هنوز پیداست

هفت تکه قلب شیدای من

هفت خشت خانه جاوید تو

 

دنیا برایم تیره و تار می شود وقتی غروب می کنی...

اما چه کسیست که نداند سرنوشت شب را...

سر نوشت شب ، با نام تو پاره پاره می شود

تو باز می گردی

دنیای من همه نور می شود....همه تو...

به سوی تو می آیم

و می دانم

تنها من

روزی تورا در آغوش خواهم کشید...

 

علیرضا نجفیان

10 تــــیر 1387

 


 
comment نظرات ()