شب يلدا...

 
چندكلمه هم از زبان اريستوفانس....
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱/۳٠
 
در ديباچه كتاب ضيافت افلاطون ، مطلبي خوندم كه گرچه بيشتر جنبه افسانه اي داشت ولي تعبير قشنگي بود از عشق....:

"اريستوفانس گفت:در اصل آدميان سه جنس داشته اند: نر،ماده و نرماده...آدميان همه گرد ساخته شده بودند.چهار دست و چهار پا و سري داشتند كه دو صورت داشت و چهار گوش....چنان تند رفتار وچابك بودند كه در صدد برآمدند به آسمان برآيند و به خدايان حمله برند....خدايان درمانده بودند كه صاعقه اي بفرستند و همه را نابود كنند يا آنها را به جا بگذارند.اما از نابود كردن آدميان زيان بزرگي به آنان مي رسيد چه ديگر پرستنده اي نداشتند و به مقام خدايي آنان لطمه مي خورد.
عاقبت زئوس ، خداي خدايان ، را فكري به خاطر رسيد و ديگران پسنديدند.
زئوس بر آن شد كه آدميان را از ميان دونيم كند تا هم از نيرومندي آنان بكاهد و هم پرستندگان خود را دوچندان كند.فرمان داد و چنين شد.
در آغاز نيمه ها در جستجوي هم بر آمدند چون به هم مي رسيدند يكديگر را در آغوش مي كشيدند و از خواب و خوراك غافل مي ماندند و بيم آن مي رفت كه نسل آدمي منقطع گردد . آنگاه زئوس در ساختمان آنان اصلاحي كرد و جفت گيري را كه موجب تناسل است ، ممكن ساخت و نوع آدمي برجاي ماند.آنچه ما عشق مي گوييم آرزوي آدميست كه نيمه اصلي خود را بيابد.افراد آدمي اگر در اصل نيمه مرد كامل باشند نيمه خود را در مردان جستجو مي كنند و اگر از از زن كامل ، در ميان زنان.
اما آنان كه نيمه خود را در جنس مخالف مي جويند ، كساني هستند كه در اصل ، نر ماده ، بوده اند.
بدين ترتيب در اثر خشم خدايان آدمي به اين روز افتاد و از بركت عشق و پرهيزگاري و تقوي ممكن است دوباره به اصل خود برگردد. اما اگر نافرماني و عصيان درپيش گيرد ممكن است خدايان اندام كنوني اورا باز به دو نيم كنند...."

راستي ما جزو كدو دسته ايم؟!!!!

 
comment نظرات ()