شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳٠
 

بازهم سالی دیگر و یلدایی دیگر...
شب یلدا برای من ورای یک شب نشینی و جشن باستانیست...
شب یلدا،برای من نماد تلاش مذبوحانه بذر امیدی بود که بعد از سالها دارد جوانه می زند...
برای اولین بار است که سحری به بدرقه شب سیاه قدم برداشته...
حس زیباییست که یلدا را دیگرگونه لمس کنی...و اینبار من به زیبایی این احساس دل شادم...

:

حالا که تو اینجایی،
کاش تمام شبها
شب یلدا باشد!...

یلدای 1387


 
comment نظرات ()