شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٢٠
 
صعود توهمي بيش نيست...

به پرنده اي مي مانم

كه پر هايش را فروخت

تا پرواز را بياموزد...

و به رودي

كه خشكيد

تا قطره هايش

ابر را باور كنند...

و به فردايي

كه هرگز نيامد

تا آبستن حسرت ديروز شود...

و به ديروزي كه هرگز نپوسيد

تا فردا از پس تار و پود نخ نمايش طلوع كند...

آري...

صعود توهمي بيش نيست....

بر قله نيز فرياد خواهم زد:

" من هنوز سقوط نكرده ام!!..."
 
comment نظرات ()