شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٠
 
تقديم به آنان كه مردانه ايستاده اند و خواهند ايستاد...
آنان كه پايمرديشان غبار ازخاطرات حماسيمان مي زدايد...

:

فرياد سكوتتان ديوارهاي سيماني را شرمسار خواهد كرد
و فردا
در برابر گذشته اي چون امروز فرش قرمز خواهد انداخت
و ايران
ايستاده نفس خواهد كشيد
تا شما هستيد
***
گرمي اراده تان ميله هاي سرد زندان را ذوب مي كند
پرواز موضوع انشاي كودكانمان خواهد شد
و قفس، يادگار موزه هاي فراموشي...
بهار مي آيد و مرغان مهاجر ، كوچ اجباري را بدرودي جاودانه خواهند گفت...
***
فريادهامان فرياد "ما" ست...
و فرشتگان بر اراده انسان تعظيمي دوباره خواهند كرد...
دستهايم را بگير
تا پايداريت تمام سلولهاي بدنم را بي قرار كند
سر در چاه تا به كي؟
ناله؟!...ديگر نه....
بگذار فريادهامان را باور كنند
و بدانند كه تا فريادي هست، فردايي هست...

 
comment نظرات ()