شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٢٦
 
شايد...

شايد...

شايد...

...و چشمهايم اسير شايد ها ،

سالها بر در ماند

هر روز يك شايد

تبديل به "هرگز" شد

و چشمها اسيرتر

و دل آرزوي ديرينش را فراموش كرد كه:

دير بيايد مبادا زود برود..!!

در بيابان احساس من تنها "هرگز" مي رويد...

انتظار تنها غنچه ايست كه نشكفته اش زيباتر است...


 
comment نظرات ()