شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٦
 
(1)
نمايشنامه زندگي را

مستي خدا نوشت؟

يا حماقت آدم؟!

نمي دانم!

عجيب است...

بسيارند صحنه هايي

كه گرچه يكبار بازي مي شوند

هرگز از ياد نمي روند

وبسيارند صحنه هايي

كه گرچه بارها رخ مي دهند

هرگز مايه عبرت نمي گردند!!

*****

(2)

چاقو ،

صميمي ترين دوست پرتقال است!!

و تو،

صميمي ترين دوست من!!!!!
 
comment نظرات ()