شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/۱۸
 

و بدانيم اگر مرگ نبود ، دست ما در پی چيزی می گشت....



نمی دونم چی بايد بگم...
ياسنا ،قديمی ترين دوست وبلاگی من و تنها دوستی که از وبلاگ قبلی همراهم موند ، مادر مجازي من در اينترنت كه هميشه به خاطر راهنماييها و کمکها مديونش بوده و هستم الان داغدار از دست دادن خواهرشه....از ته دل به او و خواهر ديگرش ، ندا ، تسليت می گم .
روح خواهرش شاد باشه واميدوارم ديگه هرگز داغ عزيزی قلب مهربون و دوست داشتنيشونو آزار نده...

 
comment نظرات ()