شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢۸
 
به ياد روزهايي كه دلتنگ بودم...

:

ته دلتنگی،

اميديست نا اميد....

و من

برای همان اميد ،

دلم تنگ است!....

شهريور ۱۳۸۱



با کمی تاخير سلام!امروز ۳۰ فروردينه و مجبور شدم برای رفع برخی شبهات يادداشتم رو ويرايش کنم!من الان خيلی از نظر روحی خوب و عاليم!تقريبا بهترين حالت در ۴-۵ سال گذشته(البته بزنم به تخته!!!!)و باز برای رفع برخی شبهات!تاريخ اين قطعه رو در زيرش نوشتم!!شاد باشيد ، مثل من و از زندگی لذت ببريد!
 
comment نظرات ()