شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۱۳
 

امروز استاد سر كلاس درباره يه دسته از بيماران سرطان خون بدخيم صحبت مي كرد....بيماراني كه در نهايت مراقبت تنها سه ماه زنده خواهند ماند آنهم در شرايط پيشرفته ای مثل مراقبتها در امريكا و با هزينه روزانه 20000 هزار دلار...مي گفت اين بيماران دچار وضعيت وحشتناكی خواهند شد....انقدر عفونت مي كنند و بوي تعفن مي گيرند كه حتي پزشك و پرستار به زحمت مي توانند به آنها نزديك شوند...

اما اصل مطلب اينجاست كه مي گفت در كشور اسراييل به اين بيماران اجازه مي دهند با رضايت شخصي و پس از تاييد شوراي پزشكي به ادامه زندگي ، پاياني خودخواسته و بدون درد بدهند...بعد استاد تاكيد كرد البته ما طبق ضوابط وجداني ، اخلاقي و شرعي اجازه انجام اين عمل را نداريم...

اون لحظه خيلي جلوي خودم رو گرفتم تا آروم بمونم اما حالا مي خوام درد دل كنم....

ما به عنوان پزشك،با اطلاع از حال و آينده بيمار و رضايت شخصي او به خود اجازه دخالت در زمان مرگ او را نمي دهيم آن وقت عده اي خود را روحاني مي نامند و تنها با استناد به اينكه از سخن يا عمل كسي خوششان نمي آيند حكم ارتداد و محاربه صادر مي كنند و انسانها را به جرم تشكيك در عقايد سراسر خرافي و جهل آلودشان به آساني آب خوردن از لب تيغ مي گذرانند....اين همه پيشرفت پزشكي،تجهيزات گوناگون،تاسيسات پيشرفته و بيمارستانهاي مجهز برپا شده اند تا حتي پيرزن يا پيرمرد سالخورده اي را از مرگ نجات دهند آنوقت اين نمايندگان خدا بر زمين خودرا مالك جان و مال و ناموس مردم مي دانند تنها براي اينكه يك روز بيشتر حكمراني كنند و بدون دغدغه مخالفت ديگران خوش بگذرانند و عياشي كنند...


واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي كنند

                                                                                 چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند

مشكلي دارم ز دانشمند مجلــــــس باز پرس   

                       توبـــه فرمايان چرا خود توبه كمتر مي كنند؟!

 گوييـــــا بــاور نمي دارنـــــــــــــــــــد روز داوری

     كاين همه قلب و دغل در كار داور مي كنند


 
comment نظرات ()