شب يلدا...

 
اندر احوالات آبزير!!
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱۳
 

سلام...ببخشيد که خيلی دير به روز کردم...راستش دلم نمی خواد به هر قيمتی به روز کنم يعنی ميخوام وقتی بنويسم که حرفی برای گفتن دارم!!

اما حرف اين بار....سه چهار روزی با چند نفر از دوستان رفته بوديم روستايی به نام "آبزير"...

تا حالا اردوهای تفريحی زيادی رفته ام ولی اين اردو با اينكه صرفا تفريحی نبود و همراهان هم عقايد متفاوتی نسبت به من داشتند ولی بهترين تجربه سفری من بود...

فعلا دوتا عكس از آبشار آتشگاه كه نزديك محل اردوی ما بود ببينيد، گفتنی ها  را در قالب قطعه ای همراه با چند خطی حرف خودمانی تا چند روز آينده خواهم نوشت....اما در مورد آبشار....بايد از نزديك ديد و شنيد تا عظمت و زيبايی طبيعت رو درك كرد.

 شاد باشيد...فعلا با اجازه...


 
comment نظرات ()