شب يلدا...

 
 
نویسنده : تنهايي در شب يلدا - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٢
 

لالايی نخوان مادرم....

 

من سالهاست که با ناله های اين گهواره شکسته در خوابم!

 

فريادی بزن...

 

اين مرگ مزمن را بشکن

 

شايد از اين رويای خونين برخيزم....

 

فريادی بزن مادر....

 

فريادی....

 

مادر...

 

مادر؟...

 

مادر؟...........

 

...........


 
comment نظرات ()