در سرزمين آرزوها،

 ميان لاشه آرمان های کودکی،

حلوای افسوس می خوريم

و با خود تصميم می گيريم

از ديروز ، قدر فردا را بدانيم!!

/ 24 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن داودی

سلام دوست من . چه زيبا نوشته بودی و چه لذت بخش .اما کاش دو بند آخر را يه جور ديگه مي نوشتی که مخاطب خودش انتخاب کند . اينجور که نوشتی من مخاطب را ياد سخنان روانشناسی می اندازه . حالا تصميم با خودتان است

omid

در سرزمين آرزوها، ميان لاشه آرمان های کودکی،(و نوجوانی و جوانی) حلوای افسوس می خوريم و با خود تصميم می گيريم از ديروز ، قدر فردا را بدانيم!!

alireza

سلام . وبلاگت رو ديدم عالی بود . يه سری هم به من بزنی خوشحال ميشم راستی من رو هم بلينک بای

omid

سلام .لينک خيلی جالبی بود .سی يو.

مهتاب

سلام نمی خوای آپديت کنی؟

sonia

رضا جان نوشته هات مثل هميشه دلنشين و دوست داشتنيه. کودکي زندگي ما بود و کاش اميد بازگشتي بود من بيمارگونه به نوستالژي کودکي خويش مي انديشم.

Azar

salam dooste man,khoubi?tikeye kheili bahali boud,ey val refigh!ya hagh

دل پاک

ميدان حرف بسی وسيع و ميدان عمل بسی تنگ !!!!!!!!!!!!