پشت ميز كتابخانه بيمارستان نشسته ام،كنار پنجره،چهار طبقه بالاي سرم،صدها تخت پر از بيمار....و روبرويم شهري پر از چراغهاي روشن...زير هر چراغ،انسانهايي كه هركدام روزي عاشقند،روزي عاقل...روزي شادند،روزي دلگير...روزي اميدوار،روزي نااميد...روزي خندان،روزي افسرده...

كنار دستم كتابي...پر از دردهايي كه بايد بداني تا ديگران را درمان كني!...اما هيچ يك درد من نيست...

درد من شايد بزرگترين درد دنياست،چيزي فراتر از بالا و پايين رفتن سطح يك هورمون يا مضرات سيگار!.

امروز دلم گرفته....نمي دانم چرا...بعد از مدتها امروز دلم گرفته... امروز فهميدم كه چقدر دلم براي "گرفتن" تنگ شده بود!....

پشت ميز كتابخانه نشسته ام،كنار پنجره، باد خنكي مي آيد...

pager بيمارستان تيم احيا را صدا مي كند...بخش قلب...

يك تخت خالي شد..و صد دل شايد مانند دل من گرفت...اما درد من چيز ديگريست...

پشت ميز كتابخانه نشسته ام،كنار پنجره،چراغهاي شهر كم كم خاموش مي شوند...زير هر چراغ خاموش انسانهايي به خواب مي روند كه هريك مي پندارند دردشان بزرگترين درد دنياست!...

پنجره را مي بندم...ديگر باد نمي آيد...سرم را روي كتاب مي گذارم...روي درمان درد مردمي كه دردشان بزرگترين درد دنياست!...سرم را روي كتاب مي گذارم و زير چراغ روشن كتابخانه مي خوابم....

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

سلام.هر دردی يه درمونی دار.ولی درمون درد آدما يک هنر که از دست هر کسی بر نمی آد.پوشيدن يه روپوش سفيد دليل اين نيست که طرف هنرش رو داره.اخه اين روزا قصابام روپوش سفيد دارن.پس به جای اون کتابا بگرد تو ادما شايد يکی دردتو فهميدو درمونش کرد.

Azar

salam refigh!delam baraye delet gereft va yadesh oftad ke un ham baraye gereftan tang shodeh bud!makhsusan ba in ahangi ke gozashti!ya hagh

etemadi

يلدای دردمندم.با درد هایت همراه دخترم تا ناکجا اباد اعماق وجودت همراهیم.و جزو اولین کسانی هستیم که با خواندن غمنامه هایت غمگین میشویم.دخترم میگوید بیا باهم به اتاق تشریح شادی ها برویم.در شب یلدا هم می توان قصه هایی از امید گفت.منتظریم.

sahar

دل درد ! درد دل ! واژه ها پس پيش ميشن اما تو مفهوم چقدر فاصلست

haniyeh

مطلبت رو خوندم. واقعا هر آدمی فکر می کنه درد خودش بزرگترين درد دنياست ولی از درد ديگری خبر نداره.

سارا

يک جايی همين نزديکی ها دنبال کسی بگرد که از همه کس به تو نزديک تر است. عمری به ما گفتند که ماورايی است ولی نه او از همه چيز و همه کس به تو و ما نزديک تر است. همين نزديکی ها. نگاهت را که بگردانی همين کنار توست.

مهتاب

دردهایی که شاید هیچ کدام درد نیست در مقابل آنچه که واقعا درد است.

miri

زندگی . ولحظه هايی مثل غريب بودن حرفهای دور.

امید

دکتر کجایی ۰ آدرس بده مریض شدیم بیایم سروقتت۰ سپاه صحابه و شرکا