کسی نيست در حد عشق

حتی در حد نفرت!

حرفی نيست- مدتهاست - در حد شعر

حتی در حد نوشتن!

نگاهی نيست در حد خيرگی

حتی در حد چشم غره!

صدايی نيست در حد اعتراض

حتی در حد التماس!

کلامی نيست در حد سلام

اما ....

خداحافظ!

عليرضا نجفيان

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
ندا ملازم

چرا؟ چرا اينقدر نااميد؟؟؟ سلام دوباره... ميخوام يه شعر بفرستم براتون ... حوصلشو دارين؟ : ميرويم ته دره/ موجهای الکترومغناطيس/ ميبرندمان توی بيسيم اوژانس/--/ عرق ميکند/ آسمان/ قطره/ قطره/ ميچکد روی شيشه ی عينک آقای دکتر/ ---/ تو/ کنار من دراز می کشی/ در يک بستر خيس -- ......... خدانگهدار...و به قول شما: (شاد) باشيد!

ندا ملازم

راستی آخر شعرمو يادم رفت بنويسم!! تو/ ئر یک بستر خیس/ دراز میکشی/ کنار من/ چشمهامان/ بسته ميشود.

...

سلام دقيقا همين شعر رو در وبلاگ ديگري خوندم.چند روز بعد از پست شماست ولی دقيقا همينه.يا شما يک نفريد يا ...؟ www.mhmehrzad.persianblog.ir

محمد

اقای نجفيان اميدوارم اشتباه سهوی من را بپذيريد. اگه دوباره به ما سر بزنيد خواهيد ديد که سعی کردم حق مطلب رو ادا کنم.باز هم اميدوارم عذر تقصير بنده راپذيرید.

محمد

سلام.بازم طرفای ما بياين.يه لقمه شعر هست که با هم بخوريم.

مهری

هميشه برای اغاز ميگيم سلام هر چقدر هم که تنوع طلب باشيم بازهم چيزی رو جايگزين سلام نمی کنيم پس سلام راستش من يه نگاهی به سايت کسوف کردم بين تمام نظر ها نظر شما برام جالب بود به خودم گفتم سر فرصت يه سری به شما ميزنم .الان ساعت ۱بامداد شما همونی هستيد که فکر ميکردم. شبيه کسی هستيد که من از دست دادمش و اعتراف ميکنم ..دل تنها تنهاست..............

ندا ملازم

درود مثل هميشه ... سرتونم که شلوغه مثل هميشه ...! هميشه خوب باشيد انشالله مثل هميشه.......!