حسن قريب hasan gharib

هيچ حرفي نيست،
ميان من و زندگي
جز يك بدرود
كه آن را هم "مرگ"
فرصت گفتن نخواهد داد!...                                                         عليرضا نجفيان

alireza najafian

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zahra

با تسلیت به همه آنها که داغدارند فرياد كه از عمر جهان هر نفسي رفت ديديم كزين جمع پراكنده كسي رفت شادي مكن از زادن و شيون مكن از مرگ زين گونه بسي آمد و زين گونه بسي رفت آن طفل كه چو پير ازين قافله درماند وان پير كه چون طفل به بانگ جرسي رفت از پيش و پس قافله ي عمر ميدنيش گه پيشروي پي شد و گه باز پسي رفت ما همچو خسي بر سر درياي وجوديم درياست چه سنجد كه بر اين موج خسي رفت رفتي و فراموش شدي از دل دنيا چون ناله ي مرغي كه ز ياد قفسي رفت رفتي و غم آمد به سر جاي تو اي داد بيدادگري آمد و فريادرسي رفت اين عمر سبك سايه ي ما بسته به آهي ست دودي ز سر شمع پريد و نفسي رفت //سلام//حادثه تلخی بود//موفق باشيد به منم سربزنيد

anita

سلام وبلاگتون خيلی قشنگه من وقتی خوندمش تونستم تصور کنم چه جور آدمی هستيد

شادی

مرگ به خيليها فرصت نداده ولی اينبار زيادی عجول بود . نه؟

neverhack2

سلام عزيزم حالت خوبه شما هنوزم مينويسی طبق معمول هميشه با صفا و محيط وبلاگت جال و هوای ديگه ای داره . خيلی دلم برای شما و نوشتهات تنگ شده بود . ما که هر شبمون شب يلداست ولی من هر سال بايد شب يلدا رو اينجا باشم .

سرگردان

سلام. هيچی ندارم که بگم....ولی کل وبلاگتو خوندم البته اين صفحه رو نميخوام مثل خیلیا که الکی میان و میگن عالی بود خیلی قشنگ بود و از این حرفا ...میخوام بهت تبریک بگم بخاطر این تفکر و قلم زيبات نميدونم...... موفق باشی.

رز !!

اصلا نمي دونم چي بايد بگم . واقعا عالي بود . همه ي حرفهاي نگفته را گفتي در چند جمله ي كوتاه !! پيش من هم بيا . خوشحال ميشم ...

سرگردان

ممنونم که اومدی و به سرگردانيم قدم گذاشتی...ممنون...

بچه مثبت

<<او یک مهاجر بود.اینجا بود ، اما به جای دیگر فکر می کرد......... به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید . کاش یادمان باشد همه مهاجریم.... مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.>> همین!!!

هلو!!!

حرف های ما هنوز ناتمام .... تا نگاه می کنی! .... وقت رفتن است.... باز هم همان حکایت همیشگی .... پیش از آنکه باخبر شوی ... لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود .... آی .... ای دریغ و حسرت همیشگی ... ناگهان .... چقدر زود .... دیر می شود ............."قیصر امین پور"