در شهر ما آسمان هميشه ابريست

و مردم هميشه تشنه

دستها از هم مي گريزند

و چشمها جز از پرده نمناك اشك

قدرت تماشا ندارند

در شهر ما

لغت نامه ها با "آه" آغاز مي شوند

و "افسوس" پايان تمام جمله هاست!

در شهر ما ايمان ضربدر تورم مقداريست ثابت!

مردم در شب به دنبال خورشيد مي گردند...

در شهر ما پاك ترين مكان "دار" است

و آبادترين محله ، گورستان!

شهرما

پر از ديواراست

لباس ديوارها، پيچكهاي هرز بيخيالي

و استخوانهاي باغبان

ميهمان سبزينه هاي سياهي...

شهرما

آنقدراز حقيقت دوراست كه همه از ميانبر فراموشي ميگذرند

تا نا كجا آباد...

مردم شهر ما

سالهاست كه غرش را فراموش كرده اند

اما رعد را دوست دارند

مردم شهر ما عاشق بوي نم بارانند

اما از ترس سيلاب سالهاست كه دعاي باران نخوانده اند!

شهر ما تاريك است

سالهاست كه عكس خورشيد را از موزه شهر ما دزديده اند

سالهاست كه پنجره ها رو به ديوار باز مي شوند

و سالهاست كه مردم راه پشت بام را فراموش كرده اند...


/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

سلام، خیلی زیبا بود. تک تک واژه هاش دردی که از عمق وجود میاد را تداعی می کنه. پاینده باشی آقا ضا که قلمت من یکی رو مست می کنه. یا حق

nazanin

salam azizam merci behe msar zadi va merci az payametoon,rastesh varede inja ke misham delam nemikhad aslan beram biroon chera???;)kheili zibassssssssssssst

aidin`

به به چقد قشنگ بود ....خفن حال کردم! يلدا خيلی ناز هميشه نوشته هات ولی چرا اين همه تنبلی! کم مينويسيا!

سپهر

سالهاست انگار...سالهاست.....

Ali

سلام ... هنوزم قشنگ می نويسی !!! ای ول رفيق !

خلوت‌گزيده...

در اين تشويش ويرانگر ، کجايی ای مسيحا دم ؟ ... بيا بگشا دل مارا ... بيا بگشا دل ما را ..................

yalda

سلام عزيزم. چيزهايی که نوشتی حقيقته اما بايد باور داشته باشيم که روزی شهرمون رو از نو خواهيم ساخت.

gharibe

مرسی که سر زدی عزيز.......

maryam

وب جالبی داری به منم سر بزن