تنها روياي ما بود كه راه را اشتباه رفت...

هيچ قلابي ماهي را از رود به دريا نمي بُرد...

افسوس...

ما استخوانهاي خود را ديده ايم

و هنوز

به مرجانهاي زيبا فكر مي كنيم..

به دور دستهاي آبي...

به غروبهاي زيباي عاشقانه...

به فرار از تور ماهيگير...

به بازي با پره هاي كشتي تفريحي...

سالهاست...

سالهاست كه مي پنداريم ماه در انديشه ماست...

سالهاست...

آري سالهاست كه با روياي جزر و مد مي خوابيم...

با روياي جزر و مد مي ميريم...

ما استخوانهاي خود را ديده ايم

اما مرگ خود را باور نكرده ايم...

و هنوز فكر مي كنيم اين رود خشكيده

تنها ، يك جزر طولانيست!....

/ 38 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shahab

سلام. عجب ندارم از اين مردمان که بس خوبند/ اين نشانی از نهانخانه دل آنهاست... پيروز باشی و عاشق.

snaji311

سلام دوست خوبم بازم مثل هميشه عالی و پر احساس.بازم آدم و به فکر ميبره.عجیب من رو یاد يه شعر انداخت.هميشه موفق وپيروز ماشی. سميرا

baran

سلام اپديت کردم يه سر بزن

سايبوني از جنس مريم

سلام عزيز دل .از اينکه اومدی زير سايبون ممنون. اميدوارم که دلتنگيهات به پايان برسه.موفق باشی

seven

تصويرهای کامل و فوق العاده...

afshin

شعر خيلی قشنگی بود و چه قدر شبيه شعرهای فروغ بود.لذت بردم!

تنها تر از سكوت

سلام دوست من؛ واقعا زيبا بود؛ بابت ابن حس لطيفت بهت غبطه می خورم. موفق باشی

parisa

سلام ... می بينم که هنوز هيچ خبر جديدی نيست ...

یه دلتنگ

سلام.ممنونم از حضور سبزت در دلتنگی های يه دلتنگ!!! سبز باشی و هميشگی!!!