سرمست و مغرور

فرياد می زند

و صعودش را به رخ تمام آنانی می کشد

که پايين ايستاده اند

نگاهی تحقيرآميز

به نردبان می اندازد

و نردبان خسته اما خوشحال

به زبان خودش

به او تبريک می گويد

و آرام آرام

بر زخمهای جای پای او

مرهم می گذارد

و از خدا می خواهد

که کاش او هرگز دوباره سقوط نکند!!...

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maryam

سلام...انشاالله که هيچ گاه سقوط نکند...التماس دعا...

گروه حقايق دين

سلام...وبلاگهايی که ويروس داشتند بررسی شدند ولی متاسفانه همچنان آغشته هستند و گروه در صدد از بين بردن آنها است...در صورتيکه می خواهيد وارد شويد نکات ايمنی را رعايت کنيد...ياحق

nimkate choobi

يك چيز ميان خطوط درهم نوشته ها جا ماند. اين كه نردباني يا آن صعود كننده كه به راه آمده مي خندد؟ شايد هم تنها يك راوي! هيچ انديشيده اي؟!

mina

سلام خيلی خوب مثل هميشه اينا اشعار خودته؟

Azar

salam,bare avval ke khoundam,nardebam ro nafahmidam amma bar dovvom kolli behem chasbid,movaffagh bashi,ya hagh

siamak

سلام از اينکه به وب من سر زدی ممنون وبلاگ قشنگی داری.موفق باشی اگه عشق همينه اگه زندگی اينه نميخوام چشمام او دنيارو ببينه فدات...

هاله

سلام ميدونی الان چی شد همين که داشتم کامنتايی که برات گذاشتن رو ميخوندم ديدم نوشته سلام داداشی مگه شما آقا هستی؟؟؟ عجب سوتی هستم من!!!!

داريوش

سلام دوست عزيز ..خوبی داداشی...خيلی با احساس مينويسی..موفق باشيد...که کاش او هرگز دوباره سقوط نکند!!...خدا قوت...داريوش...

shirin

مرسی از اينکه به من سر زدی.وبلاگ جالبی داری.از خوشحالی نمی دونم چی بايد بگم.