دستهای تو
بهترین بهانه است برای زمین خوردن !


علیرضا نجفیان
فرسفج
23 مهر 1387

/ 5 نظر / 2 بازدید
بورقاني

سلام دوست عزیز! وبلاگ خوبی دارید [گل][گل][گل][گل][گل] موفق و سربلند باشید [خداحافظ] http://boorghani.persianblog.ir/page/ax

کورش-وفادار دلشکسته

سلام ..وبلاگ جالبي داري...يه سر هم پيش من بيا..پشيمون نميشي! اين صرفاً يک دعوته از شما برای ديدن وبلاگم اميدوارم ناراحت نشده باشيد..

م ر ی م

اين جا و آن جا حالا تمام آن روزها روي دستمان مانده و هيچ كس آن خيابان را تا انتها نرفت!!! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

پریسا

این صبح، اين نسيم، اين سفره‌ی مُهيا شده‌ی سبز، اين من و اين تو، همه شاهدند که چگونه دست و دل به هم گره خوردند ... يکی شدند و يگانه. تو از آن سو آمدی و او از سوی ما آمد، آمدی و آمديم. اول فقط يک دلْ‌دل بود. يک هوای نشستن و گفتن. يک بوی دلتنگ و سرشار از خواستن. يک هنوز باهمِ ساده. رفتيم و نشستيم، خوانديم و گريستيم. بعد يکصدا شديم. هم‌آواز و هم‌بُغض و هم‌گريه، همنَفس برای باز تا هميشه با هم بودن. برای يک قدم‌زدن رفيقانه، برای يک سلام نگفته، برای يک خلوتِ دل‌ْ‌خاص، برای يک دلِ سير گريه کردن ... برای همسفر هميشه‌ی عشق ... باران! باری ای عشق، اکنون و اينجا، هوای هميشه‌ات را نمی‌خواهم ... نشانی خانه‌ات کجاست؟

نقاش باشی

[گل] وبلاگ خوبی دارین موفق باشید عکس این پست باز نشد[چشمک]